عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
172
كشف الحقايق ( فارسى )
پس معاد اهل ايمان بهشت شد و معاد اهل كفر دوزخ آمد و درجات هر كس در بهشت به قدر علم و عمل وى باشد و دركات هر كسى در دوزخ به قدر جهل و عمل بد وى باشد اما درآمدن در بهشت و در دوزخ بفضل و عدلست و خلود در بهشت و در دوزخ جزاى اعتقاد است . فصل در بيان بهشت و دوزخ اهل شريعت در تفاسير خود بسيار كردهاند « 1 » و به زيادتى من حاجت نيست فىالجمله بهشت مخلوق و آفريده است و حالى در آسمان هفتمست و محسوس و جسمانيست نه معقول و روحانى و در غايت خوشى و خرميست چنان كه هرچند من صفت خوشى بهشت كنم از هزار يكى نگفته باشم و وصف بهشت خود نتوان كردن زيرا كه در دنيا مثل آن نديده باشند و نشنوده چنان كه مىفرمايد : « اعدت ( كذا - مشهور : اعددت به صيغه متكلم معلوم ) لعبادى الصالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » . بهشت موضعيست كه در وى هيچ غم و اندوه و حسرت و ندامت و خوف و بىمرادى نباشد . جمله مرادها حاصل باشد و هرچه خواهند آماده و مهيا باشد چنان كه مىفرمايد : فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ « 2 » . فصل در بيان دوزخ بدانكه دوزخ مخلوق و آفريده است و حالى در زمين هفتمست و محسوس و جسمانيست نه معقول و روحانى و چندين گاهست كه در وى آتش مىكنند و مىتفاسانند و بهغايت ناخوش و موحش است چنان كه هر چند كه من صفت ناخوشى دوزخ كنم از هزار يكى نگفته باشم . جاى عذاب و رنج است و جاى غم و اندوه و مقام حسرت و ندامت است . آتش و عذاب او بر انواعست چنان كه مىفرمايد :
--> ( 1 ) - بدانكه بهشت و دوزخ را اهل شريعت در تفاسير خود بسيار ذكر كردهاند . ( 2 ) - زخرف 71